خانه
گاما

درسنامه آموزشی آمادگی دفاعی کلاس نهم

درس 2: موقعیت ایران و تهدیدهای آن

بازدید10
تاریخ بروزرسانی1405/07/5

مکان و جغرافیا

ایران ما چه جایگاهی در منطقه دارد و این جایگاه چه تهدیدهایی را متوجه آن می‌کند؟ به نقشه ایران نگاه کنید.

سرزمینی پهناور و کشوری بزرگ را می‌بینید که رشته کوه‌های زاگرس و البرز از دو سمت شمال و غرب، دژهای مستحکم آن هستند. بیابان‌های وسیع و دشت‌های پهناور آن سرشار از معادن، منابع و مخازن فراوان است. از جنوب به آب‌های خلیج فارس و دریای عمان راه دارد، از شمال به قفقاز، دریای خزر و آسیای مرکزی نزدیک است، از غرب با عراق و ترکیه و از شرق با افغانستان و پاکستان همسایه است. اکنون فکر کنید چنین کشوری چه تأثیری بر تجارت، انرژی، امنیت و تاریخ منطقه دارد؟

ایران چهارراه منطقه

ایران در موقعیت جغرافیایی خاصی قرار گرفته است که از هزاران سال پیش تاکنون، مهم‌ترین مسیرهای زمینی و دریایی دنیا از این منطقه عبور کرده‌اند. ایران حلقه اتصال اقیانوس هند، خلیج فارس، دریای عمان، دریای خزر، قفقاز، آسیای مرکزی، ترکیه، عراق و اروپا است.

یکی از مهم‌ترین اجزای این موقعیت، کریدور شمال - جنوب است که روسیه و کشورهای حوزه قفقاز را به آب‌های آزاد، مانند خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند - و همچنین به کشورهای همسایه این آب‌ها، مانند هند، پاکستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متصل می‌کند. در جهت عکس نیز این کشورها از طریق ایران به دریای خزر، روسیه، قفقاز و اروپا دسترسی دارند.

در این مسیر، ایران فقط محل عبور کالاها نیست؛ بلکه می‌تواند از طریق بندرها، راه‌آهن، جاده‌ها، گمرک، انبارداری، سوخت‌رسانی، خدمات فنی و تأمین امنیت مسیر، درآمد و قدرت بیشتری به دست آورد.

ایران در مسیر شرق به غرب نیز نقش مهمی ایفا می‌کند؛ یعنی مسیر ارتباطی میان چین، آسیای مرکزی و افغانستان به ترکیه، عراق، کشورهای عربی جنوب خلیج فارس، آفریقا، مدیترانه و اروپا را برقرار می‌کند.

پس وقتی می‌گوییم ایران از موقعیت راهبردی برخوردار است، یعنی، به واسطۀ موقعیت جغرافیایی خود، می‌تواند به یکی از عوامل مهم قدرت ملی، نفوذ منطقه‌ای، امنیت و پیشرفت اقتصادی تبدیل شود.

فعالیت (صفحهٔ 27 کتاب درسی)

 

نقشه‌خوانی: با توجه به نقشۀ زیر جدول را تکمیل کنید.

مسیر از کجا به کجا فرصت برای ایران
شمال - جنوب    
شرق - غرب    

تنگه هرمز و سواحل مَکُران: بندر چابهار در منطقهٔ سواحل مکران در ساحل دریای عمان واقع شده و به آب‌های آزاد دسترسی مستقیم دارد. این بندر برای ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا می‌تواند نقطۀ ارتباط میان کشورهای شرقی، مانند هندوستان و پاکستان، با افغانستان و آسیای مرکزی باشد. چابهار به ایران کمک می‌کند تا نقش فعال‌تر و مؤثرتری در تجارت دریایی و ارتباط با کشورهای شرقی و شمالی ایفا کند.

در جنوب ایران نیز تنگه هرمز قرار دارد که گذرگاهی بسیار مهم است و خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند.

بخش بزرگی از انرژی، کالا و شبکه‌های کابلی زیردریایی جهان از این مسیر عبور می‌کند. به همین خاطر، امنیت تنگه هرمز تنها برای ایران اهمیت ندارد، بلکه برای اقتصاد، حمل‌ونقل، صنعت و زندگی مردم بسیاری از کشورهای جهان نیز مهم است و بر آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

این مسیرهای ارتباطی فرصت‌های بزرگی برای ایران ایجاد کرده‌اند؛ از جمله گسترش تجارت، حمل‌و‌نقل کالا و مسافر، انتقال انرژی، صادرات، ایجاد اشتغال، توسعه صنعت، افزایش درآمد و تقویت قدرت منطقه‌ای. اما همین ارزش و اهمیت باعث طمع قدرت‌های دیگر و فشارهای اقتصادی، تحریم یا دخالت آن‌ها نیز شده است. اینکه این موقعیت‌ها به فرصت تبدیل شوند یا به تهدید، به کشور بستگی دارد.

فعالیت (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

در جدول زیر، برخی از موقعیت‌های جغرافیایی ممتاز ایران معرفی شده‌اند. به نظر شما هر یک از این موقعیت‌ها چه فرصت‌ها و چه تهدیدهایی برای ایران ایجاد می‌کنند؟

دارایی ایران فرصت تهدید احتمالی
چابهار    
دریای خزر    
     
     

ایران منابع طبیعی فراوان دارد؛ یکی دیگر از ویژگی‌های مهم کشور ما منابع طبیعی فراوان آن است که ایران را از بسیاری از کشورها متمایز می‌کند. ایران از نظر منابع طبیعی، سرزمینی غنی و کم‌نظیر به شمار می‌رود. نفت، گاز، معادن، زمین‌های کشاورزی، منابع دریایی، کویرها، جنگل‌ها، مراتع و تنوع آب‌وهوایی، بخشی از ظرفیت‌های طبیعی ایران هستند.

ایران از نظر ذخایر نفت و گاز، یکی از کشورهای تراز اول جهان است. این منابع می‌توانند پایه تولید انرژی، توسعه صنعت پتروشیمی، صادرات، اشتغال، افزایش درآمد ملی و پیشرفت فناوری باشند. برای مثال، گاز طبیعی در خانه‌ها، نیروگاه‌ها، کارخانه‌ها و صنایع پتروشیمی کاربرد دارد. نفت نیز علاوه بر تولید سوخت، در ساخت بسیاری از مواد صنعتی و شیمیایی استفاده می‌شود.

کشورهای برتر جهان از نظر ارزش کل منابع طبیعی

منابع معدنی ایران نیز اهمیت فراوانی دارند. سنگ‌آهن، مس، سرب، روی، زغال‌سنگ، طلا، نمک، گچ و بسیاری از مواد معدنی دیگر پایۀ شکل‌گیری صنایع بزرگ کشور شده‌اند. هر کشوری که بتواند این گونه منابع را با استفاده از دانش، فناوری و مدیریت درست استخراج و فراوری کند و به جای فروش آن‌ها به صورت خام، محصولات باارزش‌تری تولید کند گام در راه توسعه و پیشرفت گذاشته است.

ایران به دلیل تنوع آب‌وهوایی، از ظرفیت‌های گسترده‌ای در کشاورزی نیز برخوردار است. در مناطق مختلف کشور، محصولات باغی، غلات، خرما، پسته، زعفران، چای، برنج، مرکبات و گیاهان دارویی تولید می‌شود. البته کمبود آب در بسیاری از مناطق ایران نشان می‌دهد که منابع طبیعی باید با برنامه‌ریزی، آینده‌نگری و مدیریت صحیح حفظ و استفاده شوند.

دریاهای شمال و جنوب ایران نیز بخشی از قدرت طبیعی کشور به شمار می‌آیند. امروز خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر در صید، تجارت دریایی، حمل‌ونقل، انرژی، گردشگری و گسترش ارتباط با کشورهای دیگر نقش مهمی ایفا می‌کنند.

کشور پهناوری مانند ایران که چهارراه ارتباطی منطقه است، یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های ارتباطی دریایی و بنادر جهان را در اختیار دارد و از منابع سرشار طبیعی هم برخوردار است؛ برای بقای خود و آسایش مردمانش در این جهان پرمخاطره، چاره‌ای جز قوی شدن و تأمین لوازم و شرایط آن ندارد. چنین کشوری اگر دچار ضعف، سستی و وابستگی شود، همین دارایی‌های او می‌توانند زمینه طمع و رقابت بیگانگان و پایمال شدن آن را فراهم کنند.

فعالیت (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

اگر شما مسئول توسعه و پیشرفت کشور بودید، برای استفاده بهتر از موقعیت جغرافیایی ممتاز ایران، در هر یک از حوزه‌های ساخت راه‌آهن، تقویت بندرها، امنیت مرزها، ارتباط با همسایگان و توسعه صنعت چه اقداماتی را انجام می‌دادید؟

زمان و تاریخ

اکنون که با جغرافیای ایران و ارزش آن آشنا شدیم، بهتر می‌توانیم بفهمیم که چرا ایران در طول تاریخ بارها مورد توجه، رقابت، حمله یا دخالت قدرت‌های بیگانه قرار گرفته است. همین جغرافیا نقش تعیین‌کننده‌ای در تاریخ ایران دارد و برای فهم تاریخ ایران ضروری است.

ایران برای بسیاری از قدرت‌ها تنها یک سرزمین نبود؛ بلکه گاهی راه عبور، گاهی منبع ثروت، گاهی منطقه حائل، گاهی سپر دفاعی و گاهی پل ارتباطی برای رسیدن به سرزمین‌های دیگر به‌شمار می‌رفته است. هر زمان که ایران در مسیر تجارت، انتقال انرژی، فعالیت‌های نظامی یا نفوذ منطقه‌ای قرار گرفته، قدرت‌های دیگر نیز به آن توجه کرده‌اند. اکنون با چند نمونه تاریخی از این واقعیت آشنا می‌شویم.

جنگ‌های ایران و روم: یکی از مهم‌ترین نمونه‌های ارتباط جغرافیا و تاریخ، جنگ‌ها و رقابت‌های طولانی میان دو امپراتوری ایران و روم در عهد باستان است. این جنگ‌ها حدود هفت قرن ادامه داشت؛ ابتدا میان ایران اشکانی و روم و سپس میان ایران ساسانی و روم شرقی.

ایران در آن دوره، جغرافیای وسیع و گسترده‌ای داشت که دو امپراتوری ایران و روم را هم‌مرز کرده و زمینه رقابت و درگیری میان آن‌ها را فراهم کرده بود.

روسیه، انگلیس و اهمیت ایران در دوره‌های بعد: در دوره قاجار، جنگ‌های ایران و روسیه فقط یک اختلاف مرزی نبود، بلکه روسیه تزاری در پی گسترش نفوذ خود در منطقه قفقاز و حتی رسیدن به آب‌های گرم خلیج فارس و دریای عمان بود و ایران در مسیر این گسترش قرار داشت. نتیجه این جنگ‌ها، جدا شدن بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران در قفقاز بود. از سوی دیگر، انگلیس نیز به ایران با نگاهی راهبردی می‌نگریست، زیرا ایران، مسیر دسترسی به یکی از مستعمره‌های بریتانیا یعنی بخشی از شبه قاره هند را فراهم می‌کرد. به ویژه، با کشف نفت در جنوب ایران، نگاه انگلیس به ایران بیش از پیش اقتصادی و راهبردی شد.

جنگ جهانی دوم؛ ایران به عنوان راه عبور: در جنگ جهانی دوم، ایران با وجود اعلام بی‌طرفی، از سوی نیروهای آمریکایی، انگلیسی و شوروی اشغال شد. یکی از مهم‌ترین دلایل این اشغال، استفاده از خاک ایران برای انتقال کمک‌های نظامی و تدارکاتی به شوروی بود. در این دوره، ایران به مسیر ارتباطی مهمی میان جنوب و شمال تبدیل شد و پل پیروزی لقب گرفت.

قابل توجه است که در جنگ جهانی دوم، حتی اعلام بی‌طرفی ایران، مانع تجاوز بیگانگان به کشور نشد؛ و این بدان‌معنی است که اگر ما برای حفظ کشور خود، به اندازه کافی قوی نباشیم، کناره‌گیری از جنگ هم نمی‌تواند امنیت و آسایش ما را تأمین کند.

کنفرانس سران آمریکا، شوروی و انگلیس در تهران
بدون اطلاع شاه ایران (آذر 1322)

فعالیت (صفحهٔ 33 کتاب درسی)

 

ایران کشوری است که بیش از هفت هزار سال قدمت تاریخی دارد. در این سرزمین همواره اقوام مختلفی زندگی کرده‌اند. مهم‌ترین تهدیدها و جنگ‌هایی را که در طول تاریخ متوجه ایران بوده است، نام ببرید و بگویید علل اصلی شکست یا موفقیت ایرانیان در هر کدام از این جنگ‌ها چه بوده است؟

فضا و فرهنگ

مکان و زمان، یا همان جغرافیا و تاریخ، فضایی را می‌سازند که در آن یک فرهنگ انسانی شکل می‌گیرد. تا اینجای درس، جغرافیای ایران و تهدیدهای آن در دل تاریخ را مطالعه کردیم و البته می‌دانید که از فهرست بلندبالای تهدیدها و دشمنی‌های تحمیل شده بر ایران عزیز، صرفاً به تعداد اندکی از آن اشاره کردیم و گذشتیم. هر چه در گذر تاریخ جلوتر می‌آییم، ایران و تهدیدهایش نیز برجسته‌تر و مهم‌تر می‌شوند. امروزه شناخت موقعیت ایران و تهدیدهای آن نیازمند بررسی عمیق‌تر و دقیق‌تری است. بیایید با هم موقعیت کنونی ایران را مرور کنیم:

شکل‌گیری نظام سلطه؛

در قرون اخیر در جهان غرب، فرهنگی شکل گرفت که به محدودهٔ جغرافیایی و تاریخی خود محدود نشد و بر گسترهٔ وسیعی از جهان تسلط یافت. فرهنگی که تسلط یک قوم، جامعه یا گروهی خاص را بر دیگران به دنبال می‌آوَرَد و دیگر اقوام، جوامع و گروه‌ها را به ضعف و ناتوانی می‌کشانَد، فرهنگ سلطه و استکبار است. سرمایه‌داری و صهیونیسم جهانی دو نمونه یا مثال مهم این فرهنگ‌اند که عقاید و آرمان‌های مشترک انسانی و سعادت سایر انسان‌ها و جوامع برای آن‌ها هیچ اهمیتی ندارد. سرمایه‌داری، تمرکز ثروت و قدرت را مورد توجه قرار می‌دهد و کشورهای دیگر را پیرامون آن به خدمت می‌گیرد و صهیونیسم نیز نژاد خاصی را مورد توجه قرار می‌دهد و دیگران را در خدمت آن نژاد به‌کار می‌گیرد.

قدرت‌های استعمارگر تنها به دنبال فتح کشور یا یک یا دو امپراتوری دور و نزدیک نیستند، بلکه می‌خواهند بر سرزمین‌های مختلف جهان سلطه پیدا کنند. بسیاری از کشورهای غربی با گسترش استعمار، ثروت و منابع کشورهای دیگر را در اختیار گرفتند. برای نمونه، برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که انگلستان در دوره استعمار، بین سال‌های 1765 تا 1938، ثروت بسیار عظیمی معادل حدود 45000 میلیارد دلار را از هند خارج کرده است.

در عصر ما سلطه‌جویی روز به روز پیچیده‌تر و عمیق‌تر و به نظام سلطه‌ای تبدیل شده که تمام مناطق جهان را قلمرو خود می‌بیند و آن را با رضایت یا اجبار مردم آن‌ها به خدمت می‌گیرد.

امروزه نظام سلطه و سلطه‌جوییِ کشورهای استکباری، سهمگین‌ترین تهدید برای تمام جهان، به ویژه برای ایران اسلامی است.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران؛

در سال‌های متمادی، مردم ایران احساس می‌کردند کشورشان در تصمیم‌گیری‌های مهم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی خود استقلال کافی ندارند و قدرت‌های خارجی بر سرنوشت آنان حاکم‌اند. اعتراض به وابستگی، دخالت بیگانگان، تحقیر هویت ملّی و نادیده گرفتن خواست مردم، از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری انقلاب اسلامی بود. این انقلاب در زمانی روی داد که جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و شاه تحت حمایت دولت‌های استکباری بود و مأموریت حفظ امنیت منطقه را به عهده داشت. انقلاب اسلامی بازگشت مردم ایران به حرکت ناتمامی بود که از صد سال پیش آغاز کرده بودند و طیّ آن، با مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی، تجربه‌ها آموخته بودند.

انقلاب اسلامی ایران در ادامۀ دیگر انقلاب‌ها و جنبش‌های آزادی‌بخش قرن بیستم شکل گرفت که همگی جهت‌گیری ضداستعماری داشتند و علیه سلطه سیاسی کشورهای غربی عمل می‌کردند. امّا انقلاب اسلامی با این انقلاب‌ها تفاوت عمیقی داشت. انقلاب‌های آزادی‌بخش، اغلب در مقابل بلوک غرب شکل می‌گرفتند و مورد حمایت بلوک شرق بودند، ولی انقلاب اسلامی ایران به هیچ یک از این دو بلوک وابستگی نداشت و از همان آغاز، جهت‌گیری ضدآمریکایی، ضدصهیونیستی و ضدمارکسیستی خود را اعلام کرد. این تفاوت باعث شد که برخلاف انقلاب‌های آزادی‌بخش قرن بیستم، انقلاب اسلامی بتواند بیرون از قطب‌بندی سیاسی شرق و غرب استقلال خود را حفظ کند و به وابستگی ایران به نظام سلطه پایان دهد.

انقلاب اسلامی؛ ابتکاری تاریخی برای دفع تهدیدهای ایران

انقلاب اسلامی، ابتکاری بود که ایرانیان مسلمان برای مواجهه با نظام سلطه و حفظ کیان خود و کشورشان ارائه کردند. حرف اصلی انقلاب این بود که می‌شود بیرون این دو قطبی ایستاد و با قوی شدن، از حیثیت، منافع و دارایی‌ها و آینده کشور دفاع کرد.

جنگ تحمیلی هشت ساله نخستین و تنها یکی از کنش‌ها و ترفندهایی بود که برای مقابله با انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. این جنگ با همه جنگ‌های قرن بیستم متفاوت بود، چون در این جنگ، تمامی کشورهای بلوک شرق و غرب علیه ایران متحد شدند.

اکنون اقتصاد و سیاست جهان غرب در شرایطی قرار دارد که به دست‌اندازی به دیگر کشورها نیاز دارد. انباشت ثروتِ جهان در دست جمعی اندک، تنها با فقر و وابستگی اقتصادی و سیاسی انبوه آدمیان امکان‌پذیر است. دنیای غرب برای رفع نیازهای اقتصادی و سیاسی خود، ناگزیر است با حرکت مستقلی که در جهان اسلام شکل گرفته است، مقابله کند و در این راستا از هیچ کوشش خصمانه‌ای دریغ نمی‌کند. به همین خاطر، تمام جهان اسلام را در برابر دو راه (یا در واقع بیراهه) قرار داده است: بردگی و وابسته شدن به غرب یا ویرانی و زمین سوخته.

مردم ایران تا امروز، با تکیه بر فرهنگ غنی اسلامی خود، هیچ‌گاه ذلت و تسلیم در برابر استعمار را نپذیرفته‌اند. فرهنگ عاشورا در جامعه ایرانی زنده است و هر ساله به مردم یادآوری می‌کند که نباید در برابر دشمن، تن به خواری و ذلت داد. تجربه تاریخی ایرانیان نیز نشان داده است که پذیرش هرگونه ذلت، زمینه‌ساز ذلت‌های بیشتر خواهد بود. به همین دلیل، حاکمانی که در تاریخ ایران، بیراههٔ وادادگی و تسلیم را برگزیده‌اند، جایگاه خوبی در حافظه تاریخی مردم پیدا نکرده‌اند. ایرانیان برخلاف برخی کشورها، راه مقاومت را انتخاب کردند؛ راهی که براساس آن، کشور باید آن قدر توانمند و قدرتمند شود که نظام سلطه نتواند بر آن غلبه کند.

در باور ایرانیان، در رویارویی با دشمن، نه باید گرگ بود و نه گوسفند؛ بلکه باید مانند شیری بود که گرگ جرئت حمله به آن را نداشته باشد. در چنین موقعیت مهمی و برای چنین ملّتی، افزایش توان دفاعی، اقتصاد مقاوم و توانمند، پیشرفت در علم و فناوری و حرکت در مرزهای دانش و ابتکار و خودکفایی، فرهنگ ایثار، شجاعت، شهادت و حماسه و دوری از وابستگی و وادادگیِ فرهنگی، ضرورتی حیاتی است.

فعالیت (صفحهٔ 38 کتاب درسی)

 

اگر شما مشاور امنیتی یکی از مسئولان عالی‌رتبه کشورمان بودید، برای تبدیل داشته‌های ایران به قدرت ملّی و افزایش توان مقاومت کشور، چه پیشنهادهایی داشتید؟ سه پیشنهاد اصلی خود را در این زمینه ارائه کنید.

درس 2: موقعیت ایران و تهدیدهای آن